X
تبلیغات
صبر
کلید همه کارها صبر است شما جوجه را با صبر کردن از تخم بدست می آورید نه با شکستن
راهی نمی بینم، آینده پنهان است.

اما!!!!

مهم نیست....

همین کافیست که تو راه را می بینی و من تو را....

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392ساعت 23:54  توسط صبور | 
امروز روز بسیار پرکار و با تجربه ای بود.

نمیدونم چقد میتونم مفید باشم و چه کمکی از دستم برمیاد ولی از یه حرفتون خیلی خوشم اومد: هر جا غبطه خوردی، بدون تو هم میتونی اون کار را انجام بدی به شرطی که دل و جراتش رو داشته باشی ولی اگه کسی که داره باهات حرف میزنه و حرفاش هیچ تاثیری در انتخابهای تو نمیذاره بدون که تو برای اون کار ساخته نشدی و در اون کار موفق نخواهی شد.

بازم انتخاب............ سختترین کار زندگی... دکتر می گفت فعلا توقف بعد ادامه راه... ولی ...

نمیدونم خیلی گیجیم و پر از دلهره....

خدایا راه درست رو نشونم بده... شرمنده نشم... بتونم کاری رو که قراره شروع کنم به نحو احسن و با رضایت تو انجام بشه...

خدایا کمکم کن حقی رو ضایع نکنم و حقم هم ضایع نشه...

التماس دعا....

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392ساعت 23:40  توسط صبور | 
خدایا عشق بدون هوس و خدمت بدون ریا را بر من عطا کن.

خدایا قلبم را از کینه و نفرت پاک کن.

خدایا تنهایی هایم را پر کن.

خدایا کمکم کن اعتماد کنم و مورد اعتماد باشم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392ساعت 23:25  توسط صبور | 
6 ساعت انتظارم تموم شد، راضییم.

خدایا راضیم به رضای تو...

خدایا از این به بعدشم هر چی که به خیرو صلاحم هست، بشه.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1392ساعت 17:18  توسط صبور | 
خدایا به خیر کن...

چه می شود؟؟؟؟؟

6ساعت دیگه...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1392ساعت 8:36  توسط صبور | 
از تو به بعد،

هیچ چیز برایم معنی ندارد

نه رنگها،

نه خیابانها،

نه فصلها

نه شادیها و نه غمها

از تو به بعد،

فقط دلتنگم......

بفهم بیرحم...

دلتنگ تو...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1392ساعت 20:32  توسط صبور | 

بعضی آدم ها رو نميشه داشت ...

فقط ميشه يک جور خاصی دوسشون داشت !

بعضی آدم ها اصلا برای اين نيستند که برای تو باشند يا تو برای آن ها !

اصلا به آخرش فکر نمیکنی

آنها برای اينند که دوستشان بداری .

آن هم نه دوست داشتن معمولی نه حتی عشق !

يک جور خاصی دوست داشتن که اصلا هم کم نيست ...!

اين آدم ها حتی وقتی که ديگر نيستند هم

در کنج دلت تا ابد يه جور خاص دوست داشته خواهند شد 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1392ساعت 20:25  توسط صبور | 

خدایا به تمام عظمتت قسم،به عرش کبریاییت قسم خسته ام از درد غفلت، از درد گناه،از درد دوریت.

خسته ام از وابستگی هایم به این دنیایی که روزی تمام مشود ودستان مرا در پوست گردو میگذارد.

کمکم کن تا بند های دلبستگی هایم را ازاین دنیا پاره کنم وبه ریسمان تو چنگ بزنم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392ساعت 23:7  توسط صبور | 
قربونت برم خدا،چقد خوب آدما رو کنار هم قرار میدی، واقعا لیاقتش رو دارن! هر چهارتاشون!! خدایا شکرت! اینها رو فقط برای هم آفریده ای...

امروز روز خیلی قشنگ و باور نکردتی برام بود، مثل یه خواب شیرین که وقتی بیدار میشی به خورت میگی کاش بیشتر میخوابیدم، حتی برای خانواده ام....

از همه بیشتر پدرم خوشحال بود،میگفت: چه آدمای بامعرفتی تو این دنیا پیدا میشه...

پدرم سر سفره شام کلی یادتون کرد و برا سفرتون دعا میکرد....

کاش بیشتر میموندید، خیلی دلم گرفته...

از صمیم قلب برای همتون آرزوی خوشبختی و سعادت رو دارم.

سفر حجتون  قبول حق، انشالله به سلامتی برید و با دست پر برگردید و زندگی مشترکتون رو شروع کنید.


+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1392ساعت 22:17  توسط صبور | 

کجایش را نمی ‌دانیم.
فقط می‌ رویم تا برسیم ...

سپس کم کم یاد می ‌گیری

که حتی نور خورشید هم سوزاننده است اگر زیاد آفتاب بگیری
می آموزی كه باید در باغ خود گل پرورش دهی
نه آنكه منتظر کسی باشی تا بَرایت گلی بیاورد.
یاد می ‌گیری که می‌ توانی تحمل کنی که در خداحافظی محکم باشی

خداحافظی که هیچ وقت دلیلش را نفهمیدی...

یاد می گیری که اونی که ادعا میکنه دوست داره فقط ظاهرت را میبینه نه اون چیزی که هستی

یاد میگیری غمهات رو نباید علنی کنی تا اونا درد بکشن

یاد میگیری که چوب بشاشیت و خوشحالیت رو باید بخوری

و یاد می گیری که بیش از آنكه تصور می كردی خودت و عمرت ارزش دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1391ساعت 0:8  توسط صبور |